جمعه ی تعطیل و باز تعطیلی بعدش - تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 22:48
بعد مدتها رفتیم باغ حج عل..یگریه و اشک خاله زه..ره دلمو لرزوند و چقدر خوشحال شد ما رفتیم اونجامیگفت از ته دل خیلی خوشحال شدهمامان بزرگ با تمام مخالفت ها و عرب ستیزی خانواده داره راهی خانه خدا میشهان ش
و اما بعد - تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 22:48
نمیدونم چه کنمموقعیت بذارم یا نهولی الان تصمیم گرفتم محکم بذارمدوشنبه شد توکل به خدا
فردا - تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 22:48
فردا میریم و تو نیستیدوست داشتم باشیخودموو زدم به بی اطلاعیولی جوابمو ندادیمهم نیستهر جا هستی خوشت باشهباز گفتم خواهر خوبم و خواهر خوبمی میدونم توووو واتس پیاموو خوندی ولی میدونم شرم و حیات اجازه نمیده بگی چی شدهیادش بخیریه روزی تمام ناراحتیتا بهم میگفتیتا دو سه نصف شب حرف میزدیم چت میکردیمازم گاهی ...
خسته ام از تلخی شب - تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 22:48
اردووو سم..رمعین چیزی که فکر می کردم شد.تاریخ تولدت چنده؟ چرا ازدواج نکردی و .... کجا میری؟ چرا تنها میری؟و سوالای مسخره ی دیگرفقط لبخند زدم از اول تا آخر. خیلی خوشحالم که جواب کسی را ندادم.قضاوت ها و
هوا خفس - تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 22:48
تو که نیستی هوا یه جوریه انگار خفسبذار ببینمت قول میدم آخرین دفعستو که نیستی درارو بستم حبسم با خودمیه چند تا میله کم داره اتاق عین قفستو که نیستی شب و جاده تا هرجا که برهبه هرجا میرسم هی، هی خاطرهتو
فیلم mummy - تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 22:48
دیروز فیلم mummy با بازی تام کروز و راسل کروو را دیدمبا اینکه فیلم تخیلی زیاد دوست ندارم ولی خوب بود، با فیلم های با مضمون مومیایی متفاوت بود. دیالوگا فیلم : من نمی دونم چی هستمفقط نمیخوان بهت صدمه بزنم جنیمن اشتباهات زیادی کردم ولی نه در مورد تووبین روشنایی و تاریکیخیر یا شراینا تو وجود همه ی ما هس...
هر کس، سفر خودشا داره - تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 22:48
جاده، بهترین تسکین است؛ آدم تمامِ دردهایش را فراموش میکند. انگار سر تا سرِ اتوبانها، گردِ بی خیالی پاشیدهاند... گاهی با خودم فکر میکنم اگر ماشین اختراع نشده بود، آدمها با این همه دردِ تلنبار شده چه میکردند؟ اگر موسیقی نبود، اگر خیابان نبود، اگر سفر نبود... بدونِ اینها که چیزی از آدم نمیمانَد.#نرگس_ص...
مود آهنگ امروز - تاریخ: 1398/4/15 ساعت: 22:48
فقط صدام کن از امید و نرو از مهدی احمدوندسنتی ها هم که محمد رضا و همایون شج..ریان عزیز سر جا خودشونن نهاد از خویش بر جا، من ، من خویشکه جان بردم به در ، از میهن خویشنمی دانستم ای آیندگان منکه جان هیچ
بی اعصابی - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:27
گوشی مامانووو امروزز براش روشن کردم. یادش دادمبراش تلگرام و واتس نصب کردم بعد یهوییی .... اصلا شوک شدمباورم نمیشد شماره تلفن همکارای خانممم که سنشون از من کمتر بود را داشت .... اول هیچی نگفتم ولی نتون
این روزاییی من - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:27
گاهی فکر میکنیم خیلی چیز حالیمونههه ... به خاطر تحصیلاتمونبه خاطر خانواده یا دو تا کتاب خوندن .... ولی یه موقع در یه موقعیتی قرار می گیری که میبینی نه خبری نیست و چقدر عقبیتعادل در زندگی خیلی مهمههه..
امروز. سیل - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:27
تصمیم گرفتم نرم شمال با دایی. عصر بهش زنگ زدم گفتمعصرم یه سرم رفتم ناژ...ان چقدر شلوغ بود.سریع برگشتمالبته فکر کنم بیشتریا مسافر بودن .....یه وضعی بوداا
هری و بگان - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:27
مرتیکه مو قرمز بچه پولداراخه این چه داستان مهیجیه که برداشتن سریالش کردنککووو .. س خولاازش وخساده اینو براش آوردن بعد اسمشووو گذاشتن عشقمسخره های کله پوووکعههه این معتاده را الان نشون داد
مهمونی - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:27
امشب مهمون داریمخخخ ننیدونم کیانفقط میدونم ۲۳ نفرنآن ۲۳ نفر هیچیهوا امزوز سرد شد. نزدیک بوددد عصری تو خواب بزنم جدولل ...مغرور نباش
۱۳ وررررفت - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:27
اینم امروز از سیزده به دریه سیزده خلوتر از همیشهچی بگمچقدر وقت میذاریم برای بحثای بیهوده، حرفای چرند و اینکه دیکته کنیم خودمون راواقعا اگه خوبیم باید توی رفتارمون نشون بدیم، فقط داریم از هم ایراد میگی
شوخی شوخی، جدی شد : چالش بزرگ، گروه قوی - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:27
امروز خودمو شوخی شوخی درگیر یه چالش کردمولی واقعا خواستم و لازم بود. توکل به خداحرف خنده دار .... بیام واسطه بشم وسط دعوا دوتا آدم پنجاه و چند سالهبه خدا زشتهخواستم وضعیت بذارم. پشیمون شدم. شاید فردا گذاشتمچند هفته ی خیلی چالشییی دارم راسی امروز شماره ۲ .... رفت مدد..هنمیدونم چرا حامدد خیلی مایل نبو...
چیزی نمونده تا .... - تاریخ: 1398/2/3 ساعت: 13:27
امروز اصلا روز خوبی نبودولی مطمئنم یه خیریتی توش هستشک ندارماول از مدرسه که رفتیم به... آز... و برخورد اون لووس نونوررربعد دزدیده شدن عینک من در دسشووریکلاخخخ و تکمیل شدنش با عکس پروفایل محددد...محپروفایلش میگه مزدوج شده ....نمیدونم. توکل به خدا ولی حدسم اینه که سر کاریه اگرم مزدوج شده باشه از صمیم ...
ترق ترق - تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 14:14
امشب شب اوله رجبهامید عقد کرد بهترینا براش ارزو دارم نمیدونم چی شدهدو تا سومی تو استانروزای عجیبیکشنبه خدا بخوا د میرم مشهد پروفایلاموو خیلی عجیب عوض کردم خودم از خودم میترسمم خخخ
شب آرزوها - تاریخ: 1397/12/24 ساعت: 14:14
دیروز خدا را شکر شب خوبی بودتا سه صبح در مورد آرزوهامون باهم صحبت کردیمگفت آرزویی ندارمدوسش دارم. سادگیش و اطمینانش به همه خطرناکههبهش گفتمتوکل بخداامروز و دیروز خیلی آفتاب گرفتم. ویتامین دی بدنم کم شدهفردا روز آخر
مدتها ... غیر قابل پیش بینی باش - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 13:21
غیر قابل پیش بینی باش نذار بقیه متوجه بشن به چی فکر میکنی دقیقا اونیا نشون بده که میخوان. فکر کن درست فکر میکنن ولی یهوووییی ... به ابول....ل اصلا اعتماد ندارم .... چون تو حرفاش خیلی نکات ضد و نقیض
خونه ارزو - تاریخ: 1397/12/15 ساعت: 13:21
داری میری از خونه آرزوت جدا میشم از تو چه آواره وار کنارت نمیذارم از زندگیم برو زندگی کن بذارم کنار پی آرزوهای بعد از منی منم غصه هامو به دوش میکشم میتونم از عشقت بمیرم ولی نمیتونم عشق یکی دیگه شم واس

برچسب‌های مرتبط

زی زی گولو | زی زی گولو قسمت 20 | زی زی گولو آپارات | زی زی گولو قسمت 6 | زی زی گولو قسمت 1 | زی زی گولو آسی پاسی | زی زی چت | زی زی گولو دانلود | زی زی گولو عکس | زی زی گولو کارتون