داره سرما میاد
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 10:19
هوا یخته سرد شدس باید پوشا رو بزنم .. امروز دانش نموندم و برگشتم خونه .. واس فردا .. ان شاله کار پایان نامم درست میشه اگه دکتر ..مع..ر منو نپیچونه فردا با مرجانم قرار گذاشتم بیات برام کتاب بگیره ... لپ تاپ و کلاس و عاط....رح... گلایه های خا....نم تو..س بابت نبودن سرویس و اینا ... خو چیکار کنم .. باب...
زی زی
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 10:19
دیشب و س..ک..س چت با زی زی .... سر در نمیارم دلش میخاد واقعا یا نه دیشب دهن منو سرویس کرد نذاشت بخوابم اینقدر خوابم میاد باشگاهم امروز نمیرم خیلی خستم مامان بزرگم از کربلا اومد .................. قرار شده واس چند نفر برنامه کاهش وزن بنویسم ... یعنی میشه ازش پول در اورد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کره رو بردیم
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 13:35
کره رو بردیم . خوشحالم که بردیم . دور برگشت بازیا خیلی سخت میشه . عزاداری جالب بود . اما پنج شنبه . سردمه و گرسنه .....
خونریزی
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 21:48
امروز به خیر گذشت . خون ریزی نشد ولی مطمینم خون به پا خواهد شد .تو مدرسه یاد زمان کودکی افتادم . وای چقدر میرفتیم بیرون بازی میکردیم . فکرشو بکن بابام باهامون فوتبال بازی می کرد .ای .اومدم حج خانم مراسم اشک ریزان راه انداخت
مهمونی یا خرید
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 21:48
خیلی دلم میخواد این مهمونی را بدم .ولی از طرفی هم نزدیک عیدس .میدونم اگه چیزایی رو که میخواد براش نگیرم شلوارمو میکنه .چاره چیه .مهمونی خوبه خریدم خوبه چوم
آروم ولی منتظر
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 21:48
دیگه دل رحمی جایز نیست .نمیدونم یه هو چت میشه .
بالاخره شد ..
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 21:48
بعد از کش و قوس های فراوووون و ای ... بگذریم شد .فقط جا عمو ناصر خالی که نبود و رفت عروسی.( الان دارم مجددا این جمله رو میخونم میبینم چقدر ایهام داره ولی ویرایشش نمیکنم من یه همچین آدمی هستم خوب )به جاش خاله محبوب جایگزین شد. شانسم گفت محمد جواد خیلی پیوندمون نداد و گر نه خیلی باید پشت می کردم .و ام...
خر کاری
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 21:48
چه اشتباه بزرگی انجام دادم ... خاک به سرم ... وایی کاشکی نفهمیده باشه ... به این الاغ گفتم نکن اینکارو ... وقتی ادعا زرنگیش میشه همین میشه دارم از استرس میمیرم البته مقصر خودمم خیلی هم مقصرم فقط کاش نفهمیده باشه ..... خدا به دادم برسه
مرداد : خوب یا بد : منفی بافی یا خرافات
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 21:48
همیشه برا من مرداد و البته دی ماه جز ماه های عجیب سال بوده و امسالم همین جوری بود مث سالهای قبل . چند روز قبل از اول مرداد تو چت روم یه دختری بهم پیام داد و شمارمو گرفت . قرار شد . و چند روز بعد اس دادم بعد تلی و من قرار شد برم شاهین شهر ببینمش . تو یه روز من دو بار رفتم شاهین شهر که اخرشم به فحش کش...
من تازه دیدم
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 21:48
اوی کوو... س خولا مسیول تو بلاگ فاا خاطرات من تو سال 93 کوووو کیر...م تو دهنتون ... خب بیام بک...نمتون
گذر
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 21:48
یه سال از جداییمون گذشت .... اتفقات عجیب زیاد .... بی خبرم ازش .. البته برام مهم نیست اتفاقاتی که نس.. عظی... باعث شد بیفته و حکم دیدن زی... نور.... از تو ماشین . با دختر خواهرش ... صداش خیلی شبیه زندایی مین است باباشم که قصابه دیگه بدتر نکنه اقوام باشن ؟ با زن دایی احس..ان یا زن دای حمیدش ؟؟؟؟ باید...
پایان نامه
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 21:48
هفته ی دوم دانشگاه . فعلا پایان نامه رو هوا . مامان برام صبح خواب عجیبی رو تعریف کرد. تا حالا خواب اقاجون رو ندیده بود . برگشتنی در راه نزدیک بود خوابم ببره به خیر گذشت ... حرف نزدم نزدم وقتی هم حرف زدم چی گفتم ... پیش عا..رح...سوتی دادم مال خستگی بود . خیلی خوابم میاد قرار پنج شنبه ببینمش . نمیدونم...